http://www.irfreeup.com/uploads/13673924876741.png
 
نوشته شده توسط : محمد امین یزدان پناه


«ارتباط تصویری» پدیده نوبری است که در نگاه اول  مثبت و هیجان انگیز به نظر می آید اما واکاوی لایه ها و ابعاد گوناگون آن، حقایق غیرمنتظره ای را بر ملا خواهد نمود... بقیه در ادامه مطلب


 
تجربه نشان می دهد که این پدیده نیز بسان همنوعان خود، پس از گذار از یک دوره تب جذابیت و واررفتن کف های نوبرانگی، کارکردهای واقعی خود را نمایان سازد و بررسی روانشناختی و جامعه شناختی آن به سمت مطالعة جرم شناسانه و بزه کاوانه سوق صعودی بگیرد و حتی بسیاری که با آواز رایتل شنیدن از دور، به استقبال آن رفته اند با دیدن اثرات جانبی آن، عاقلانه تر بیندیشند که برای بازگشت به آرامش و امنیت، عطای این قابلیت را به لقایش ببخشند.

از بعد رواشناختی، انسان مایل نیست که در هر موقعیت و شرائطی و با هر سر و وضعی حتی برای نزدیکان دیده شود و همواره آماده پاسخ تصویری نیست؛ از طرفی داشتن امکان تماس تصویری از بعد سمانتیک به طور ضمنی و ناخودآگاه به این معنی است که من حداقل برای نزدیکان  آمادگی برای پاسخگویی تصویری دارم؛ این امر، به نوعی تضاد درونی و دلهره می انجامد و از طرف دیگر بیم مخفی کاری خواندن و عدم صداقت شمردن این رفتار از سوی دیگران، تنگناهای اضطراب خیزی را بر دارندگان رایتل آوار نموده و بدگمانی فراوانی را ایجاد خواهد کرد.
با نگرش از منظر انسان شناختی و معرفت شناختی نیز، این حقیقت روشن می شود که در بُعد معرفت بخشی و تأثیرگذاری،  هیچ دریافتی، قدرت رقابت با دیدن را ندارد؛ «شنیدن کی بود مانند دیدن». از این رو، خطرات و چالش های برآمده از شلختگی و بی ضابطگی در دنیای دیداری، نه با دنیای نوشتاری، نه شنیداری و نه با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست.
نگاه جامعه شناختی و مردم شناختی و نیز گونه شناختی مسلمان ایرانی بر خلاف برخی جوامع دیگر، بر تقدس و محوریت نهاد خانواده، قاعده مندی روابط و معناداری عفت، حیا و غیرت بنا شده است. از این رو می توان تزاحم ساختاری این بَزَک تکنولوژیک با هالۀ نشانه شناختی خود (حتی بر اساس نشانه شناسی ساختارگرایانه سوسوری و چه حتی پساساختارگرایانه دریدایی) با سازه فرهنگی متعالی ما را پیش بینی کرد. امری که در روندی تدریجی و ناخودآگاه به تغییر ارزشها و ارزش داوریها خواهد انجامید.
اما نکته ای که عموماً در بحث لزوم پیشرفت علمی و استفاده از فن آوری مورد غفلت واقع می شود همانا تمایز بین علم و تکنولوژی است: تکنولوژی استخدام علم است و از این رو پیشرفت در علم همواره مطلوب اما پیشرفت در تکنولوژی تنها در صورتی مطلوب است که عقربه آن به سمت کمال انسانی باشد. بنابراین، پیشرفت دانش فیزیک و شکافت هسته ای مطلوب است اما استخدام آن اگر در قالب فناوری های صلح آمیز مثل کشاورزی و دارویی باشد، مطلوب است؛ اما استخدام این علم و توسعۀ آن در قالب فناوری تسلیحاتی و کلاهک سازی هسته ای امری نامطلوب است. وانگهی، بین سواری گرفتن از تکنولوژی و سواری دادن به آن تفاوتی است از زمین تا آسمان! و بین پیشرفت به سوی پرتگاه و پیشرفت به بلندای کمال فرقی است از ثری تا ثریا! امروزه حتی در غرب، شاخک حساس بسیاری از اندیشه مندان و متفکران که با نگاه بیرونی و از چشم انداز فلسفه های مضاف به علوم می نگرند، خطر سیر بی سلوک و جهش بی جهت تکنولوژی و صنعت را احساس کرده، زنگ خطر را به صدا در آورده اند و پیشرفت و توسعه مالیخولیایی و بی قاعده در فناوری های هسته ای، ربوتیک، هوش مصنوعی، دستکاری های بی مبالات ژنتیکی و فناوری کلونینگ یا شبیه سازی و… را تهدیدی برای اخلاق، امنیت و حتی حیات بشری دانسته اند. انتقاد به روند ناهنجار تکنولوژی، فیلمسازان را به سمت تأسیس ژانری خاص در نقد این جریان سوق داده است که یکی از اولین و معروفترین این فیلمها، فیلم آشنای «عصرجدید» چاپلین است که با وجود صامت بودن، صدای خرد شدن انسان زیر چرخ دنده های صنعت را با بلندترین صدا فریاد می کند.
حال برای ما که دلواپس هویت ایرانی-اسلامی خود هستیم و چشم به افق های متعالی دوخته ایم و دغدغه سبک زندگی اسلامی داریم، باید به جای بی مبالاتی و سراسیمگی در استفاده  از این تکنولوژی وارداتی، با این هالۀ غلیظ فرهنگی، جیغ بنفش و آژیر سیاه مرزبانان فکری و فرهنگی را جدی بگیریم و به دور از سطحی نگری بلکه با حساسیتی مضاعف، به بررسی عالمانه آن اقدام کنیم.
به هر حال راه عقل پسند این است که در کنار تولید علم و توسعه فناوری در پارادایم اندیشه بومی، از دستاوردهای علمی و تکنولوژیکی دیگران هم استفاده کنیم؛ اما آنها را بومی سازی کرده، متناسب با ساختار فرهنگ خود از آنها بهره گیریم. این فرایندی است که به عیان «رایتل» نپیموده است.
والدین نگران، کارشناسان خانواده، حقوقدانان و جرمشناسان و پژوهندگان فرهنگ و اخلاق ما هنوز از چاله درنیامده و چالش های فناوری های ارتباطی جدید مانند اینترنت، چت، وب کم، خطوط تلفن همراه و … که خام، نشُسته و ناویراسته بر فرهنگ، اخلاق، هویت، خانواده و جوانان پنجه افکنده اند را حل نکرده، باید «شوک» زده در چاه چالش فناوری جدیدتری بیافتند که؛ آنچه دیگران دارند را این همه یکجا دارد و باز بی ضابطه و ناپخته اما مؤثرتر و جذابتر، قوزی بر قوز بزه های نوپدید، دامهای جدید و مفاسد گذشته می افزاید.
حال با این اوصاف اگر واقع بین باشیم و رایتل با وضعیت کنونی اش را سلاحی ببینیم که قلب معصومیت و سادگی دخترانمان، گیجگاه نجابت و پاکی پسرانمان و سینۀ کانون گرم خانواده نجیب ایرانی و سبک متعالی و صمیمی زندگی و در یک کلام هویتمان را نشانه رفته است، آنگونه که حمل همگانی سلاح را نمی پسندیم، ساده و بی گدار به استفاده از آن رضایت نخواهیم داد!
سید روح الله موسوی؛ کارشناس هنر و عرفان
منبع: سراب رایتل



:: برچسب‌ها: رایتل , ارتباط تصویری , منع مراجع , فساد و فحشا , تکنولوژی , مدرنیسم ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 26 فروردین 1392 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic