تبلیغات
نگاه با بصیرت - دلایل وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه قرآن؟
http://www.irfreeup.com/uploads/13673924876741.png
 
نوشته شده توسط : محمد امین یزدان پناه

یکی از مباحث در حوزه مهدویت، اثبات وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ است. این نکته بسیار مهم و زیر بنائی است. اساس حرکت تخریبی مخالفان نیز برای ایجاد شبهه و شک در این رکن رکین است و در روایات ما نیز اشاره شده است که طول غیبت حضرت، باعث به وجود آمدن شک و شبهه در قلوب افراد متزلزل می شود تا آنجا که عده ای می گویند: اصلاً، امامی نیست و چنین فردی متولد نشده است


آلبوم تصاویر حضرت مهدی(عج)

 لذااثبات وجود امام و بلکه اثبات اضطرار به او، نکته مهمی است که در حوزه مهدی پژوهی، نقش بسزایی دارد. راه های اثبات وجود امام، متعدد است و مختلف. در هر حوزه بحثی با همان زبان این استدلال ها بررسی می شود، تاریخ، عقل و تجربه و کشف، برای خود طرق خاصی دارند اما در (این مقاله) راه اثبات امام مهدی ـ علیه السلام ـ از نظر قرآن و وحی را پی می گیریم: قرآن مجید، این حقیقت را که هر زمانی، امامی الهی برای مردم وجود دارد، و جریان هدایت اضطرار به وجودش دارد، به بیان های مختلفی طرح کرده است. فهم این نکته، محتاج آن است که نخست، تعریف امام از دیدگاه قرآن برای ما روشن شود. امامت،از نظر قرآن، تحلیل و تبیین خاصی دارد و با آنچه در عرف مردم و حتی عرف متکلمان مطرح است، فرق می کند. قرآن مجید می فرماید: وَإِذِابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ(۱).

مرحوم علامه طباطبائی(ره) می گوید: «الامام هو الذی یقتدی و یأتم به الناس …..»امام کسی است که مردم به او اقتداء می کنند و در کردار و گفتار، از او پیروی می کنند. برخی از مفسران گفته اند: (مراد از (اماما )همان نبوت است، زیرا نبی کسی است که امتش در مسائل دینی به او اقتداء می کند.) ایشان می گوید: این سخن مفسران، ناصواب است. به دو دلیل: نخست آن که (اماما ) مفعول دوم برای عامل اش است و اسم فاعل اگر به معنای ماضی باشد: عمل نمی کند و باید به معنای حال و استقبال باشد تا بتواند عمل کند. و دیگر آن که این سخنخدا به ابراهیم وحی است و وحی متفرع بر نبوت است. پس قبل از مفتخر شدن به مقام امامت، نبوت را دارا بوده است و این مقام به معنای نبوت نمی تواند باشد. دوم آن که این جریان در اواخر عمر حضرت ابراهیم بوده و قبل از آن ایشان، پیامبر مرسل بوده که ملائکه در مسیرشان برای هلاکت قوم لوط بر او نازل شده بودند و به او بشارت داده بودند. پس قبل از آن که امام باشد، پیامبر بوده و امامت اش غیر از نبوت است. شاهد سخن اینجا است که علامه می گوید : منشاء این گونه تفاسیر نامربوط، عدم فهم صحیح امامت از منظر قرآن است که گروهی، آن را به (نبوت) و برخی (مطاع بودن) وعده به معنای «خلافت و وصایت و ریاست امور دین و دنیا تفسیر کرده اند. اینها تعریف دقیق امامت نیست (و) امامت، حقیقتی فراتر از این گونه تفاسیر است. در منطق قرآن، هر جاامامت طرح شده است، در کنارش، هدایت هم مطرح است:

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا(۲)

و

وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ(۳).

امامت با هدایت توصیف گشته، آن هم نه مطلق هدایت،‌بلکه هدایتی که به (امر الله ) است. (امر الله) خود حقیقتی است که آیه کریمه : إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کنْ فَیَکونُ(۴)
یا آیه کریمه : وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ(۵) پرده از آن بر می دارد.(۶)
«عالم امر» در برابر «عالم خلق» است و عالم خلق عبارت اخرای عالم ملک و ناسوت است. عالم امر یا ملکوت، از قیود زمان و مکان مبرّا و خالی از تبدیل وتغییر است و همان وجه الهی عالم است در قبال وجه خلقی و ملکی عالم که طرف دیگر آن است و تغییر و تدریج در آن راه دارد. با این سخن «امام» هادی است که جهان انسانی را با امر ملکوتی، هدایت می کند. باطن این گوهر، ولایت بر مردم است و بر این اساس هدایت امام هم به گونه ایصال به مطلوب می شود، نه ارائه طریق، زیرا، آن، شأن انبیاء و رسولان و همه مومنان است که با موعظه حسنه راه را نشان می دهند. و آنچه آنان را به این مقام والا می رساند، اولا، صبر در امتحانات و ابتلائات و ثانیا، یقینی است که به آنان افاضه شدهاست. در آیه هفتاد سوره مبارکه انعام می خوانیم: وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ(۷)
ارائه ملکوت به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ مقدمه برای افاضه یقین به اوبود. یقین نیز از مشاهده عالم ملکوت جدا نیست. بنابراین، امام باید انسانیباشد که به مرحله یقین برسد و عالم ملکوت که همان «امر» و باطن هستی است برای او مکشوف است. «یهدون بامرنا» دلالت می کند که هر چه بدان هدایت تعلّقمی گیرد (قلوب و اعمال بندگان) حقیقت و باطن اش برای امام هست و تمام هستیبرای امام حاضر است و او به هر دو راه خیر و شر، مهیمن است.(۸) عظمتوجود امام و نقش آفرینی او در هستی و هدایت ممتازی که برای بشریت دارد، درقرآن چنین بیان شده است. و این گونه است که قدر و مقام امامت و برتری اش حتی بر مقام نبوت و رسالت، هویدا می شود که پیامبر مرسلی چون ابراهیم در آخر عمر خود، به این مرتبه، که با مشاهده ملکوت آسمان ها و تحصیل یقین برایش حاصل شده، مفتخر می گردد. در یک کلام امام از منظر قرآن کاروان سالار هستی است که کاروان بشری را در ظاهر دنیا و باطن آن، به سوی مبداء آفرینش سوق می دهد. در قیامت که عرصه ظهور و تجلّی این دنیا است، این قیادت و سوق دهی، چنین تمثّل می یابد که قرآن می فرماید: یَوْمَ نَدْعُو کلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ(۹) روزی که هر گروهی را با امام شان می خوانیم. بااین فهم و برداشت از معنا و حقیقت امامت، که نقش او بسیار فراتر از «ارائهطریق» امت است گرچه آن را نیز دارا است، به پیوستگی این جریان و لزوم آن، انسان را رهنمون می شود. در جریان هدایت، قدم اول ارائه طریق و تبیین «رشد»از «غیّ» است. که این گام اول را رسول بر می دارد مَّا عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ(۱۰) رسول ارائه طریق می کند و به مقتضای وظیفه رسالی خویش، که مصیطر بر انسان نیست و با چراغ آموزش، انسان های مختار را آگاهی می دهد.اماآگاهی بخشیدن در کنار آزادی وظیفه رسولان است و عالمان نیز در این شأن وارثان انبیاء اند که شأن هدایت گری و ارائه طریق و تبیین رشد از غی را به عهده می گیرند. تا این جا انسانی آزاد، به «نجدین» «رشد» و«غی» آگاه شد و مرحله و گام بعدی هدایت برای کسانی که مسیر رشد را برگزیده اند به گونه دیگری خواهد بود کسانی که ایمان به رشد و کفر به طاغوت و غیّ پیدا کرده اندتحت ولایت الهی قرار می گیرند که او ولیّ مومنین است. امام که مظهر اینولایت است عهده دار کاروان سالاری جامعه دینی و پیروان رشد و کافران به طاغوت می باشد. و هدایت او سوق این جریان به صراط مستقیم و ایصال آنان به حقیقت است که قیامت عرصه تجلّی آن است، لذا رسول به مقتضای رسالت، تبیین می کند و امام به مقتضای ولایت و امامت، هدایت ایصالی دارد. هر چند مسلّم است که اولا هر دو شأن برای امام محفوظ است، امام هم نقش تبیین و هم نقش ایصال را بر عهده دارد کما این که برخی پبامبران به مقام امامت نیز مفتخر بودند. و ثانیا: هدایت ایصالی منافاتی با اراده انسان ها ندارد که در طول آن قرار می گیرد چرا که: الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی(۱۱) کسانی که هدایت را برگزیدند، هدایت شان را افزون می کند. بر این اساس علامه طباطبائی (ره) نتیجه ای را که برمباحث گذشته خویش مترتب می کند چنین بیان می کند: بر این اساس امام کسی است که مردم را در روز قیامت به سوی خداسوق می دهد، همان طور که آنان را در ظاهر و باطن این دنیا رهبری کرد. آیه شریفه، این نکته را نیز می رساند که هیچ زمانی، نمی تواند بدون امام باشد، به خاطر این که فرموده: «کل اناس» همه مردم در همه زمان ها. نکته ای که استفاده می شود آن است که زمین مادامی که انسان در آن وجود دارد،از امام و حجت حق خالی نمی شود.(۱۲) ایشاندر ذیل آیه هفتاد و یکم سوره اسراء که می فرماید: «یوم ندعو کل اناس بامامهم» می گوید: آن چه از این آیه استفاده می شود، این است که این فراخوان، شامل همه انسان ها از اولین و آخرین می شود… (بعد احتمالاتی را که در امام مطرح است بیان نموده و می فرماید: مراد امام حقی است که خدای سبحان در هر عصر و زمان برای هدایت اهل آن زمان قرار می دهد، اعم از این که آن امام چونان إبراهیم و محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیامبر باشد یا غیر پیامبر. به هر حال، از این آیات قرآن، ضمن فهم نقش امام در هستی، همیشگی و پیوستگی این جریان زلال نیز فهمیده می شود. یعنی هیچ زمانی، از چنین شخصیتی خالی نیست. پس درعصر ما هم وجود با برکت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ که قطب عالم امکان و هادی دلها و افعال مومنان و سالار کاروان حق پویان است، امری مسلّم و قطعی است. آیه دیگری که از قرآن بر اثبات وجود امام و ضرورت او دلالت دارد عبارت است از این آیه: إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکلِّ قَوْمٍ هَادٍ(۱۳) تو تنها بیم دهنده و برای هر گروه هدایت کننده هستی. این آیه نیز به وضوح،امام هادی را برای همه اقوام ثابت می کند که این مطلب جای نقض و اشکال نیست. در تفسیر نور الثقلین حدود پانزده روایت در این زمینه نقل شده است. که از جمله: امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: هر امام معصومی هدایت گربرای زمان خود است یا هدایت گر اقوامی است که در زمان او زندگی می کنند(۱۴). آیه دیگری که به وضوح، بر وجود امام معصوم در همه زمان ها دلالت دارد، آیه کریمه : یا ایها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصادقین(۱۵) ای مومنان تقوا پیشه کنید و با صادقان باشید. دستورهمراه بودن با صادقان، به طور مطلق، و جدا نشدن از آنان بدون هیچ قید و شرطی دلالت دارد که منظور «امام معصوم» است. فخر رازی چنین می گوید: کسی کهجایز الخطاء است، واجب است اقتداء به کسی کند که معصوم است. معصومان کسانی اند که خدای متعال آنان را «صادقان» شمرده است. و این معنا در هر زمانی ثابت است. بنابراین درهر زمانی باید معصومی وجود داشته باشد.(۱۶) اگر چه ایشان، در فهم مصداق معصوم، دچار اشتباه شده، لکن ضرورت وجود معصوم را در هر عصری پذیرفته است. ایننکته را جابر بن عبد الله انصاری از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل می کندکه در تفسیر این آیه حضرت فرمود: منظور از «کونوا مع الصادقین» آل محمد است.(۱۷) ازآیاتی که نقل شد چنین بر می آید که امامت، واقعیتی است که هستی، لحظه ای بدون آن نمی تواند باقی بماند و تا انسانی روی زمین هست و تا تکلیف هست، وجود چنین امامی ضروری است. بنابراین وجود امام معصوم در عصر ما نیز امر مسلّم و غیر قابل تردید است. و آن امام زمان ـ علیه السلام ـ می باشد.

————————————————————————

  • ۱٫ بقره : ۱۲۴٫
  •  ۲٫ انبیاء : ۷۳٫
  •  ۳٫ سجده : ۲۴٫ ۴
  • . یس : ۸۲٫
  •  ۵٫ قمر : ۵۰٫
  •  ۶٫ المیزان، ج ۱، ص۲۷۵٫
  •  ۷٫ انعام، آیه ۷۵٫
  •  ۸٫ المیزان، علامه طباطبائی، ج ۱، ص ۲۵۱٫
  •  ۹٫ اسراء : ۷۱٫
  •  ۱۰٫ مائده : ۹۹٫
  •  ۱۱٫ محمد : ۱۷٫
  •  ۱۲٫ المیزان، علامه طباطبائی (ره) ج ۱، ص ۳۷۶٫
  •  ۱۳٫ رعد : ۷٫
  •  ۱۴٫ تفسیر نور الثقلین، ج ۲، ص ۴۸۲٫
  •  ۱۵٫ برائت : ۱۱۹٫
  •  ۱۶٫ پیام قرآن، ج ۹، ص۵۱٫
  •  ۱۷٫ معجم احادیث الامام المهدی، ج ۵، ص



:: برچسب‌ها: امام زمان , امام مهدی , اثبات امامت , قرآن , وجود امام زمان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 12 دی 1391 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Do you get taller when you stretch? دوشنبه 27 شهریور 1396 12:31 ق.ظ
Great blog you have here but I was curious if you knew
of any user discussion forums that cover the same topics talked
about here? I'd really love to be a part of group where I can get
suggestions from other experienced individuals that share the same interest.

If you have any suggestions, please let me know.
Cheers!
Foot Complaints سه شنبه 17 مرداد 1396 09:26 ب.ظ
Simply wish to say your article is as astounding. The clarity in your post
is just excellent and i can assume you're an expert on this subject.
Well with your permission let me to grab your RSS feed to keep updated with
forthcoming post. Thanks a million and please carry on the enjoyable work.
manicure شنبه 12 فروردین 1396 09:28 ق.ظ
Hi there to every one, the contents present at this website
are truly amazing for people knowledge, well, keep up the nice work fellows.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر