تبلیغات
نگاه با بصیرت - منتخبی از فرمایشات آیت الله آقا مجتبی تهرانی در درس ولایت فقیه
http://www.irfreeup.com/uploads/13673924876741.png
 
نوشته شده توسط : محمد امین یزدان پناه
از آنجا که این روزها علاوه بر ایّام عزای اهل بیت عصمت و طهارت(سلام الله علیهم اجمعین)، داغدار رحلت مرجع مجاهد و عالم عامل حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ مجتبی تهرانی(رحمت الله علیه)هم هستیم، بر آن شدیم تا برای درک جایگاه فرمایشات ولی فقیه و نسبت آن با روایت ائمه معصومین علیهم السلام به بخشی از بیانات مرحوم آیت الله تهرانی درباره‌ی ولایت فقیه و حکومت اسلامی بپردازیم.

به نقل از رجانیوز، مرحوم آیت الله العظمی تهرانی(ره) در طول عمر علمی پر برکت خود مباحث مفصلی پیرامون موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی ارائه کرده‌اند که بزودی فایل صوتی این جلسات در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. ایشان در بخشی از سلسله مباحث خود پیرامون ولایت فقیه و حکومت اسلامی فرمودند:

« نظریاتی درباره حکومت و دولت وجود دارد که ریشه این دو پدیده را بررسی کرده‎اند. گروهی می‎گویند پدیده دولت و حکومت از خانواده شکل گرفته است؛ یعنی بشر بعد از آن‎که خانواده تشکیل داد متوجه شد که همانند نظام خانواده، در محیط اجتماعی هم، با نگرش مدیریتی، دولت و حکومت ایجاد شود. نظریه دوم این است که حکومت و دولت را با توسل به زور و تهدید تشکیل دهند. نظریه سوم به قرارداد‎‎های اجتماعی بین گروه‎ها یا افراد اشاره دارد و این‎که مبدا پیدایش و نشر نظام دولتی و حکومتی در بین انسان‎ها عبارت از قرارداد‎‎های اجتماعی و ارتباط افراد است اما در این میان نظریه چهارمی هم بیان می‎شود، و آن این‎که پیدایش پدیده حکومت و دولت عبارت از ولایت انبیا است. ولایت انبیا سبب شد که در مقاطعی از دوران‎‎های بشری، حکومت و دولت شکل بگیرد. یعنی پیامبران الهی از ولایت خود استفاده کردند و در مقاطع خاصی در زندگی بشر، برای هدایت مردم، حکومت و نظام تشیکل دادند، و ما می‎گوییم دولت و حکومت، اِعمال همان ولایت انبیاست.

آیا بعثت انبیا تنها برای تحکیم رابطه خالق و مخلوق بوده است؟

دولت و حکومت، با مسأله انبیا و مکاتب الهی چه رابطه‎ای دارد؟ در این‎جا اگر بپذیریم که مبدا پیدایش دولت و حکومت، ولایت انبیا بوده است مسأله برای همه روشن می‎شود. عده‎ای قائل هستند که بعثت انبیا برای تحکیم رابطه بین مخلوق و خالق است و هیچ نظری در مورد رابطه مخلوق با مخلوقات دیگر ندارد؛ به‎عبارت دیگر، اصلا نظری به مسائل اجتماعی نیست. معتقدین به این نظریه می‎گویند انبیاء می‎آیند نوعی دستورالعمل‎‎ها به بشریت بدهند که این رابطه را محکم کنند و بشر را به رابطه خود و خالق خودش متوجه سازند و نهایتا اگر خیلی از این‎ها را بخواهند اضافه کنند یک سری مسائل اخلاقی ضمیمه خواهند کرد ولی این دیدگاه، به تعبیر من دیدگاه تخریبی است؛ زیرا انبیا که مبعوث شدند، هم برای تحکیم رابطه مخلوق با خالق آمدند و هم برای تحکیم رابطه مخلوقات با یکدیگر. طبق آن دیدگاه تخریبی، اگر روابط ستمگرانه و ظالمانه در حکومت‎ها باشد، انبیا صرفا می‎آیند تا فقط موضع اعتراضی خود را بیان کنند؛ در حالی که موضع انبیا صرفا اعتراضی نیست و در این‎جا این نظریه مطرح می‎شود که بعثت انبیا نظر به هر دو رابطه دارد و موضعش هم تنها موضع اخلاقی و اعتراضی نیست، بلکه یک موضع سازندگی و پویایی است.

 

 برای عمل به قرآن و منشورات مکتب، راهی جز تشکیل حکومت نیست.

اگر انسان بخواهد به قرآن عمل کند و منشورات مکتب یعنی احکام را در سطح جامعه بشری ساری و جاری کند راهی جز این نیست که تشکیل دولت و حکومت دهد و اگر بخواهد یک اجتماع با مکتب اسلام در خودش شکل دهد ناچار است که حکومتی تشکیل داده و بر مبنای همین مکتب که مبنا و روش حکومت‎داری را طرح می‎کند، مسائل حکومت را تببین کند. خدای متعال در قرآن فرمان‎‎های حکومتی و خصوصیات حاکم و انواع حقوق و اجرای آن را تببین می‎کند به‎طوری‎که دیگر کسی نمی‎تواند بگوید این مکتب اصلا نظری به نظام حکومتی و دولتی ندارد. بنابراین می‎بینیم که ولایت فقیه ارتباط مستقیم با مسأله حکومت و دولت و از طرفی با مکتب‎‎های الهی و بعثت انبیا دارد.

انبیای الهی مبعوث شده‎اند که صرفا آباد‎کننده باشند و قدیم‎ترین حکومت‎ها و دولت‎ها مربوط به انبیا بوده است و هرجا هم که به مبارزه می‎پرداختند تشکیل حکومت می‎دادند و زمانی هم که حضرت حجت ظهور می‎کنند در امتداد راه انبیای الهی، حکومت دینی و الهی و اسلامی تشکیل می‎دهند.

در این‎جا سؤالی مطرح می‎شود و آن این‎که نظام دولتی و حکومتی که انبیا تشکیل می‎دادند بر اصالت فرد شکل می‎گرفت یا اصالت اجتماع؟ جواب این است که هیچ‎کدام. نظام حکومتی انبیا که برای اعمال ولایت خودشان آن را تشکیل می‎دهند نه بر اصالت فرد استوار است که از آن به دیکتاتوری تعبیر می‎شود و نه بر اصالت اجتماع تکیه دارد که از آن به دموکراسی تعبیر می‎شود. با مراجعه به مکتب اسلام می‎بینیم اصالت فرد را در نظام حکومتی شدیدا می‎کوبد:« ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یؤْتِیهُ اللهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النبُوه ثُم یقُولَ لِلناسِ کُونُوا عِبادا لی‎ مِنْ دُونِ اللهِ وَ لکِنْ کُونُوا رَبانِیینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ.» (آل عمران/79)

نظام حکومتی بر پایه اصالت اجتماع هم نیست چراکه ما هیچ نیازی نداریم به اینکه ‎سراغ متون اسلامی برویم زیرا این مطلب، بحثی عقلی است، به این معنا که ما اجتماع را یک چیزی غیر از افراد نمی‎دانیم؛ اجتماع یعنی آحاد افراد جامعه و به‎تعبیر دیگر اجتماع امری عرضی است پس به اصالت اجتماع هم قائل نیستیم و می‎گوییم عقلا غلط است؛ درنتیجه حکومت‎‎های الهی به منظور تطبیق فرمان‎‎های الهی، برای تعادل روابط و ارتباطات اجتماعی، شکل می‎گیرد که در آن، قانون مطرح است. به‎طوری‎که حکومت و دولت در مکتب‎‎های الهی بر مبنای قانون الهی عمل می‎کنند و همه ائمه به همین قوانین الهی عمل می‎کردند؛ به عبارت دیگر تمام انبیا و اولیا روی فرمان‎‎های الهی تکیه می‎کردند.

 

اسلام ما، انقلابی است

ما اسلام انقلابی را پذیرفته‎ایم. دگرگونی‎‎های مکتب انقلابی، دگرگونی باطنی است چراکه اصلاح سطحی، انقلاب غلط است و از آن‎جا که انقلاب، مرکز می‎خواهد پس باید ولایت در آن باشد، آیاتی را ذکر می‎کنیم که مرکزیت را به مکتب الهی می‎دهند: «یا ایها الذین آمَنُوا أَطِیعُوا اللـهَ وَأَطِیعُوا الرسُولَ وَأُولِی الْأَمْرمِنکُم» (نساء59)این ندای اصل مرکزیت است، هرچه او گفت باید گوش کنید. همه مکتب‎ها مسأله اصل مکتب را امر مسلم می‎دانند خصوصا انقلاب انبیا که باید دارای ویژگی‎‎هایی باشد و اگر پذیرفتیم که رهبران و اولیا الهی رهبر هستند، باید کار‎‎های انقلابی انجام دهند و این اصل مرکزیت است؛ چراکه مکتب‎‎های الهی هیچ‎گاه متوقف نیست و همیشه تداوم دارد، که می‎رسد به ولایت فقیه. نمی‎خواهم وارد برخی از مسائل مصداقی بشوم، اما بد نیست این را تذکر بدهم که الان هم وقتی به نقش حضرت امام (رحمت‎الله‎علیه) توجه می‎کنیم، می‎بینیم همان راه انبیا بوده است. بگذرید از عده‎ای که می‎خواهند چشم را ببندند و نمی‎خواهند چشم را باز کرده و واقعیت را درک کنند. چرا باید انسان این‎قدر بی‎انصاف باشد که فراموش کند که روش، همان روش مکتب انبیا و روش انبیا است.»[1]

منبع: 598

[1] - هفته نامه پنجره،شماره155، ص45




:: برچسب‌ها: مجتبی آقا تهرانی , فرمایشات آقا تهرانی , ولایت فقیه , درس ولایت فقیه آقا تهرانی ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 17 دی 1391 | نظرات
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Foot Problems سه شنبه 17 مرداد 1396 02:42 ب.ظ
The other day, while I was at work, my sister stole my iPad and tested
to see if it can survive a 40 foot drop, just so she can be a youtube
sensation. My iPad is now broken and she has 83 views.
I know this is entirely off topic but I had to share it with
someone!
Arden دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:27 ق.ظ
Hello! Would you mind if I share your blog with my
zynga group? There's a lot of folks that I think would really enjoy
your content. Please let me know. Thank you
manicure شنبه 12 فروردین 1396 05:27 ق.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he should also visit this weblog on regular basis to take updated from most
up-to-date news.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر